نقد مدعیان دروغین

 
 

 
 


پست الکترونیک
پروفایل مدیر وبلاگ

 

 

موضوعات

بدون دسته

 

پیوند ها

پایگاه جامع عاشورا

ابزار و قالب وبلاگ

 

مطالب اخیر

پاسخ به نظریۀ باطل و ضد اسلامی احمد اسماعیل گاطع پیرامون خلقت آدم از نسل میمون (داروینیسم)

نگاهی بر داستان جهل مردم

شباهت های فرقۀ بهائیت با فرقۀ دعوت احمد اسماعیل گاطع کذاب

دلیلی بر وهابی بودن تفکر حاکم بر جریان دعوت یمانی کذاب

پاسخی بر یاوه سرایی های احمداسماعیل گاطع

علامات امام در بیان حضرت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام

سعد بن عباده (میزبان پیامبر) به دستور چه کسی کشته شد؟

پاسخ به شبهات فرقۀ باطل دعوت انگلیسی-یهودی-وهابی احمد اسماعیل گاطع

باز هم تقطیع مغرضانه!

حماقت مثال زدنی نظریه پردازان جریان دعوت دروغین احمد اسماعیل گاطع (راهزن)

 
دجال بصره (9)  امام دوازدهم (4)  قائم آل محمد (4)  قائم (4)  راهزن (3)  زمان ظهور (3)  تکذیب تعیین کنندگان زمان ظهور (3)  عقاید وهابیت (3)  گاطع (3)  یمانی کذاب (2)  بهائیت (2)  بابیت (2)  قاطع الطریق (2)  احمدالحسن (2)  احمداسماعیل گاطع (2)  تفسیر به رأی (1)  احمدالحسن راهزن وهابی (1)  امام سایه ندارد (1)  تفسیر سوره عصر (1)  

برچسب ها

احمد اسماعیل گاطع (10)  

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

نویسندگان

alqareah

 

پیوند های روزانه

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

جستجو

دوستان من

 

امکانات جانبی

RSS 2.0

 

 

دانشنامه مهدویت

لوگو دوستان

 

پاسخ به نظریۀ باطل و ضد اسلامی احمد اسماعیل گاطع پیرامون خلقت آدم از نسل میمون (داروینیسم)

فرقۀ شیطانی وهابیت برای سست نمودن پایه های عقیدتی شیعیان به هر وسیله ای چنگ میزند و در این راستا با مطرح نمودن نظریۀ فرگشت داروین اینگونه عنوان کرده که نسل آدمی از تکامل چند مرحله ای میمون حاصل شده است.

✅ در این اینجا بخاطر طولانی نشدن بیش از حدّ مطلب با ذکر آیات 59 تا 61 سورۀ آل عمران و نیز حدیثی در تفسیر آیۀ 15 سورۀ مبارکۀ ق به این شبهه پاسخ میدهیم.
 خداوند متعال در این آیات (2 ) صریحا اعلام فرموده که خلقت عیسی بن مریم و آدم ابوالبشر ( علی نبینا و آله و علیهما السلام) از خاک است پس طبعا هیچ بحث تکامل و طی مراحل مختلف در این میان مطرح نیست و جالب تر اینکه هم حضرت آدم و هم حضرت عیسی بدون داشتن پدر و به معجزه خلق شده اند پس در نتیجه هیچ اتصالی بین آنها و موجودی در قبل ایشان وجود ندارد .

إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ﴿۵۹﴾

در واقع مثل عيسى نزد خدا همچون مثل [خلقت] آدم است [كه] او را از خاك آفريد سپس بدو گفت باش پس وجود يافت (۵۹)

الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ﴿۶۰﴾

[آنچه درباره عيسى گفته شد] حق [و] از جانب پروردگار تو است پس از ترديدكنندگان مباش (۶۰)

فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ ﴿۶۱﴾

پس هر كه در اين [باره] پس از دانشى كه تو را [حاصل] آمده با تو محاجه كند بگو بياييد پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم سپس مباهله كنيم و لعنت‏ خدا را بر دروغگويان قرار دهيم (۶۱)

و همچنین این روایت زیبا صریحا عنوان نموده که خلقت منحصر در نسل آدم ابوالبشری که جَدّ ِ همۀ ما است نبوده و انسانهای بسیاری خلق و  سپس فانی شده و به دیار باقی شتافته اند.

أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ- أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ قَالَ يَا جَابِرُ تَأْوِيلُ ذَلِكَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا أَفْنَى هَذَا الْخَلْقَ وَ هَذَا الْعَالَمَ وَ سَكَنَ أَهْلُ الْجَنَّةِ الْجَنَّةَ وَ أَهْلُ النَّارِ النَّارَ جَدَّدَ اللَّهُ عَالَماً غَيْرَ هَذَا الْعَالَمِ وَ جَدَّدَ خَلْقاً مِنْ غَيْرِ فُحُولَةٍ وَ لَا إِنَاثٍ يَعْبُدُونَهُ وَ يُوَحِّدُونَهُ وَ خَلَقَ لَهُمْ أَرْضاً غَيْرَ هَذِهِ الْأَرْضِ تَحْمِلُهُمْ وَ سَمَاءً غَيْرَ هَذِهِ السَّمَاءِ تُظِلُّهُمْ لَعَلَّكَ تَرَى أَنَّ اللَّهَ إِنَّمَا خَلَقَ هَذَا الْعَالَمَ الْوَاحِدَ وَ تَرَى أَنَّ اللَّهَ لَمْ يَخْلُقْ بَشَراً غَيْرَكُمْ بَلَى وَ اللَّهِ لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ أَلْفَ‏ أَلْفِ‏ عَالَمٍ وَ أَلْفَ‏ أَلْفِ‏ آدَمٍ أَنْتَ فِي آخِرِ تِلْكَ الْعَوَالِمِ وَ أُولَئِكَ الْآدَمِيِّينَ.


شیخ صدوق میگوید : پدرم «ره» گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه گفت كه حديث كرد ما را محمد بن عيسى از حسن بن محبوب از عمرو بن شمر از جابر بن يزيد كه گفت حضرت باقر (ع) را سؤال كردم از قول خداى عز و جل " أَفَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ " ( 1 ) يعنى آيا پس ما بتنگ آمديم و مانده شديم بآفرينش اول بلكه ايشان در اشتباه و آشفتگى از آفريدن تازه‏ اند و حضرت فرمود كه اى جابر تأويل اين آيه آنست كه خداى عز و جل چون اين خلق و اين عالم را نيست و نابود گرداند و اهل بهشت را در بهشت و اهل دوزخ را در دوزخ ساكن كند عالمى را غير از اين عالم تازه خلق كند و خلقى را تازه بيافريند بى‏ نرها و ماده‏ ها كه او را به یگانگی بپرستند و توحيد او كنند و زمين را غير از اين زمين از براى ايشان بيافريند كه ايشان را بردارد و آسمانى را غير از اين آسمان خلق كند كه‏ بر ايشان سايه افكند و شايد كه تو چنان مى‏بينى كه خدا عالمى مگر ( غیر از ) اين يك عالم را نيافريده و چنان مى‏بينى كه خدا آدميانى را غير از شما نيافريده بلى بخدا سوگند كه خدا هزار هزار عالم و هزار هزار آدم را آفريده و تو در آخر اين عالمها و اين آدمهائى.

 ( 1 ) سوره ق / آیه پانزده
( 2 ) سوره آل عمران / آیات 59-61
توحید صدوق ، ج ۱، ص ۲۷۷
اسرار توحيد / ترجمه التوحيد للصدوق، ص: 317


یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1396 | بدون نظر

طبقه بندی: بدون دسته 

 

نگاهی بر داستان جهل مردم


 قال امیرالمؤمنین علیه السلام :

 لا مُصِيبَةَ أَشَدُّ مِنْ جَهْلٍ.

 هیچ مصیبتی شدیدتر از جهل نیست.(1)

 

در روزگاری که شیعیان و محبین اهلبیت علیهم السلام در انتظار امام غائب خویش بودند ، دشمنان مکتب علوی به فکر افتادند تا در صفوف منتظران مهدوی شکاف ایجاد کرده و به خیال خود با به وجود آوردن این تفرقه مانعی بر سر راه ظهور حضرت ایجاد کنند. شاید تعجب کنیم ولی دشمنان حضرت هم باور دارند که ظهور ایشان قطعی و حتمی است و با آمدنش بساط ظالمین و کفار و مشرکین برچیده خواهد شد ، پس به خیال باطلشان بر خود لازم میبینند که مانع ظهور ایشان شوند.
لذا تصمیم گرفتند که شخصی را تربیت کنند که بین شیعیان نفوذ کند و در باورهای مهدوی آنان ایجاد شبهه و تردید نموده و ایمان آنها را به کفر تبدیل کند تا به زعم و پندار باطلشان باعث شوند که برای ظهور حضرت سرباز و یاور و سپاهی وجود نداشته باشد ، اما چگونه این امر ممکن بود؟
دشمن ابتدا شخصی به نام میرزا علیمحمد شیرازی را که فردی ضعیف النفس و قدرت طلب بود و آتش ریاست طلبی در وجودش شعله میکشید را توسط یک جاسوس روسی به نام "کینیاز دالکورکی" تحریک و حمایت و تشویق نمود تا از کربلا به ایران سفر کند و ادعای مهدویت نماید . البته به او آموختند که این ادعا را در چند مرحله بیان نماید. او ابتدا به جمعی از افراد که فریب او را خورده بودند گفت که فرستادۀ امام زمان است و خود راباب شناخت حضرت معرفی نمود و عنوان کرد که من برای مهیا نمودن مردم برای پذیرش ظهور حضرت آمده ام ولی پس از مدت کوتاهی به آن افراد گفت حقیقت مطلب این است که من خود امام زمان هستم ولی این موضوع را صلاح نبود فورا ً بیان کنم و شما هم این موضوع را فقط به افراد مورد اعتمادتان بگویید. از فردای آن روز برخی از مردم ساده دل دسته دسته با او به عنوان امام زمان بیعت نمودند که در این میان مرحوم امیرکبیر بسیار تلاش نمود تا او را از این ادعا منصرف نماید ولی او پس از چند بار دستگیر شدن و توبه شکستن باز هم از ادعای خود دست برنداشت و سرانجام به دستور مرحوم امیرکبیر به دار مجازات آویخته شد و بر بالای دار نیز هدف گلولۀ سربازان قرار گرفت ولی متاسفانه این فرقه رشد نمود و امروز ما شاهد پس ماندگان این گروه فاسدالعقیده به نام بابیت و بهائیت هستیم(2)

اما موضوع به همینجا خاتمه نیافت !

دشمن که از موفقیت و پیروزی شیطنت آمیز خود سرمست و خوشحال بود ، متوجه شد که با روشنگری علماء شیعه ستاره های بخت و اقبال این فرقه رو به خاموشی و زوال و اُفول است و باید چاره ای می اندیشید و به همین دلیل در فکر افتاد این نقشۀ موفقیت آمیز را تکرار کند و باز هم جهل مردم ابزاری شد برای این هدف شوم و پلید دشمن !
اینبار آنها با مطالعه در روایات شیعه و استفاده از برخی روایات جعلی و  و یا متشابه و دو پَهلو  ( که هر کسی به نفع خود میتواند تعبیر کند ) و حتی دست بردن در روایات و تقطیع و کوتاه نمودن احادیث ، عده ای از افراد کم سواد و یا کم اطلاع و همچنین با تطمیع نمودن برخی عَوام ِ عمامه به سر را فریب داده و شخصی را به عنوان یمانی به ایشان معرفی نمودند  و پرچم شیطان را به جای پرچم حقّ به مردم معرفی نمودند و مردم هم بدون توجه به احادیثی که صریحا اعلام نموده که  یمانی بعد از ظهور امام زمان و همزمان با خروج سفیانی و حسنی خروج میکند ادعای او را پذیرفتند .
او سپس ادعا نمود که فرزند امام زمان است و مردم نیز بدون توجه به حدیث محکمی که تاکید میکند که امام زمان فرزندی ندارد  این ادعای باطل او را هم پذیرفتند و خلاصۀ کلام آنکه این موجود پلید یعنی راهزن و دزد ِ عقیدۀ شیعیان (احمد اسماعیل گاطع معروف به احمدالحسن ) ادعا نمود که خودش همان مهدی موعود و قائم آل محمد  است و باز هم این مردم پذیرفتند و در آخرین مرحله او خود را خدا (ی روی زمین ) معرفی نمود (3) و این مردم باز هم پذیرفتند و این داستان جهل مردم همینطور ادامه دارد....

 

(1)غرر الحكم و درر الكلم، ص: 777-حدیث236
(2) برگرفته از کتاب تاریخ جامع بهائیت در ایران و کتاب
یادداشت های کینیاز دالکورکی
(3)برگرفته از کتاب متشابهات جلد 1 ص 23


یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1396 | بدون نظر

طبقه بندی: بدون دسته 

 

شباهت های فرقۀ بهائیت با فرقۀ دعوت احمد اسماعیل گاطع کذاب

✅ یکسان بودن سیر تکاملی ادعاها  ( رؤسای هر دو فرقه در ابتدا ادعا داشتند که فرستادۀ امام زمان هستند ولی بعد از مدتی ادعای مهدویت نمودند )
✅ غلط خواندن قرآن و حتی گاهی بطور عمدی برای ایجاد تفرقه
✅ مخفی کردن رئیس گروه و انجام تبلیغ توسط سایرین
✅ استفاده از ستاره یهود به عنوان نماد فرقه ای
✅ راه اندازی تشکیلات
✅بهره گیری از کمک های دولت های خارجی و ضدشیعه
✅تهمت زدن به علما
✅ قصد کشتن علما و زائرین
✅عملیات نظامی (مانند اقدام نظامی بابیت و بهائیت در صحرای بِدشت بر علیه نیروهای نظامی فرستاده شده توسط مرحوم امیرکبیر و اقدامات نظامی متعدد پیروان فرقۀ دعوت احمد اسماعیل گاطع کذاب در عراق )
✅ ترک تقلید از مراجع در احکام (فروع دین)
✅ ادعای معجزه
✅ ادعای علم غیب
✅ تکفیر نمودن و نجس شمردن تمام کسانی که به فرقۀ ایشان اعتقاد ندارند
✅حلال دانستن اموال افراد سایر مردم برای افراد این فرقه
و....
 از جمله مشترکات بین این دو فرقه ضاله است.
 


دوشنبه چهاردهم فروردین 1396 | بدون نظر

طبقه بندی: بدون دسته 

 

دلیلی بر وهابی بودن تفکر حاکم بر جریان دعوت یمانی کذاب


محمد مرسی، رییس جمهور وهابی مذهب سرنگون شدۀ مصر چندسال قبل دستور داد تا تمام مراکز شیعی به جز مدرسه احمد الحسن یمانی در مصر تعطیل شوند. همچنین تلویزیون مصر به این فرقه اجازه تبلیغ و پخش فیلم ها و کلیپ های تبلیغی شان را می دهد و برایشان میزگرد و مناظره های تلویزیونی برگزار می کند.

 


دوشنبه چهاردهم فروردین 1396 | بدون نظر

طبقه بندی: بدون دسته 
برچسب ها: احمدالحسن راهزن وهابی محمد مرسی دجال بصره عقاید وهابیت احمد اسماعیل گاطع 

 

پاسخی بر یاوه سرایی های احمداسماعیل گاطع

فرقۀ وهابی پرور یمانی کذاب با الهام گیری از افکار شیطانی نظریه پردازان وهابی و یهودی در قالب ادلّۀ دعوت ، اقدام به تزریق عقاید وهابیت در اذهان فریب خوردگان نموده و  ضمن تفسیر به رأی آیات قرآن و انتساب آن به احمداسماعیل گاطع ، صریحا ً به حضرت امیرالمومنین مولا علی علیه السلام  توهین نموده و آیۀ دوم سورۀ عصر را دربارۀ ایشان تفسیر کرده و میگویند که (العیاذبالله) ایشان یعنی حضرت امیرالمومنین مولا علی علیه السلام در خسران و زیان هستند!!

 اولا پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در خصوص کسانی که قرآن را بر طبق رأی و نظر خود تفسیر کنند وعدۀ آتش داده است (  مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْيِهِ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّار )


ثانیا در تفاسیر  اهلبیت (علیهم السلام) اینگونه میخوانیم که منظور از انسانی که در خسارت و زیان است دشمنان اهلبیت هستند.

حدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ هَارُونَ الْقَاضِي وَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ وَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ شَاذَوَيْهِ الْمُؤَدِّبُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ قَالُوا حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ جَامِعٍ الْحِمْيَرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ الدَّقَّاقِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: سَأَلْتُ الصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ
 قَالَ ع الْعَصْرُ عَصْرُ خُرُوجِ الْقَائِمِ ع إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ
 يَعْنِي أَعْدَاءَنَا إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا يَعْنِي بِآيَاتِنَا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَعْنِي بِمُوَاسَاةِ الْإِخْوَانِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ يَعْنِي بِالْإِمَامَةِ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ يَعْنِي فِي الْفَتْرَةِ.

 كمال الدين و تمام النعمة، ج‏۲، ص: ۶٥۶

مفضل بن عمر گويد از امام صادق جعفر بن محمد «علیه السلام» پرسيدم از گفته خداى عزوجل وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ
، فرمود مقصود از عصر ظهور قائم عليه السلام است كه انسان در زيانست يعنى دشمنان ما در زیان هستند مگر آنان كه ايمان آوردند يعنى به آيات ما  و كار نيك كردند يعنى همراهى با برادران خود نمودند و به یکدیگر وصیت  و سفارش به حق نمودند  يعنى در امامت و وصیت و سفارش به صبر نمودند يعنى در دوران سستی ( غيبت حجت الهی )

لازم است به این نکته توجه شود کسانی  ( نظریه پردازان این فرقه و احمد اسماعیل گاطع و اتباع فریب خوردۀ او ) که به حضرت امیرالمومنین مولا علی علیه السلام نسبت خسران میدهند در واقع دشمن اهلبیت علیهم السلام بوده  و خودشان مشمول آیۀ فوق هستند.


یکشنبه بیست و دوم اسفند 1395 | بدون نظر

طبقه بندی: بدون دسته 
برچسب ها: دجال بصره وهابی پرور احمد اسماعیل گاطع تفسیر به رأی تفسیر سوره عصر 

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin